close
تبلیغات در اینترنت
یاد تو

درحال بارگذاری ....

یاد تو

سایه ات سنگین شده

چون رفته ام از یاد تو

بیقرارت مانده ام

با آن همه بیداد تو

بی وفایی می کنی

گویا فراموشت شده

تا که شیرین می شدی

من می شدم فرهاد تو

توی ایوان می نشستم روبروی خانه ات

خانه ات آباد بود و خانه ام آباد تو

حال و روزی داشتم با کوچه هایت بی وفا!

روزگارت شاد بود و روزگارم شاد تو

بوسه بازی های زلفت با تمنای نسیم

من تماشا می شدم در حنجره فریاد تو

هر زمان ازمشرق شعرم نمایان می شدی

با چه شوقی می شدم صید رخ صیاد تو!

گرچه پیر افتاده ام، اما خرابت مانده ام

دیده بر در منتظر، چشم انتظار یاد تو


یاد تو
Share چاپ این مطلب
نوشته شده توسط puneh در تاریخ سه شنبه 13 بهمن 1394 با موضوعات حرف دل , دلنوشته ,

دیدگاه شما


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی