درحال بارگذاری ....

مرگ قو

شنیدم که چون قوى زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجى

رود گوشه اى دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزل ها بمیرد

گروهى بر آنند کاین مرغ شیدا

کجا عاشقى کرد، آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویى به صحرا بمیرد

چو روزى ز آغوش دریا برآمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریاى من بودى آغوش وا کن

که می خواهد این قوى زیبا بمیرد

 

 

مهدی حمیدی شیرازی


مرگ قو
نگارش توسط پژمان در تاریخ یکشنبه 29 آذر 1394 با موضوع دفتر شعر ،
کلیدواژه‌ها : #قو #تنها #غزل #دریا #عاشقی #مرگ

دیدگاه شما


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی