درحال بارگذاری ....

محو تماشا

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن چنان مات که یک دم مژه برهم نزنی
مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو، به قدر مژه برهم زدنی

امان ای دل من ای خدا
ای جان ای دل من ای خدا فغان ای دل من

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بود
میسوختم از حسرت و عشق تو بسم بود
عشق تو بسم بود که این شعله ی بیدار
روشنگر شب های بلند قفسم بود
مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی

امان ای دل من ای خدا
ای جان ای دل من ای خدا فغان ای دل من

لله که به جز یاد تو گر هیچکسم هست
حاشا که به جز عشق تو، گر هیچکسم بود
سیمای مسیحایی اندوه تو ای عشق
در غربت این مهلکه فریادرسم بود ای عشق
عشق تو بسم بود که این شعله ی بیدار
روشنگر شب های بلندِ قفسم بود
مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی


امان ای دل من ای خدا
ای جان ای دل من ای خدا فغان ای دل من

"فریدون مشیری"

 

آهنگ محو تماشا با صدای همایون شجریان


محو تماشا
نگارش توسط پژمان در تاریخ پنجشنبه 30 بهمن 1399 با موضوع دفتر شعر ، فریدون مشیری ، ترانه ها ، همایون شجریان ،

دیدگاه شما


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی