close
تبلیغات در اینترنت
غمی غمناک

درحال بارگذاری ....

غمی غمناک

شب سردی است، و من افسرده

راه دوری است، و پایی خسته

تیرگی هست و چراغی مرده

می‌کنم، تنها، از جاده عبور

دور ماندند ز من آدم‌ها

سایه‌ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غم‌ها

فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه‌ها ساز کند پنهانی

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر، سحر نزدیک است

هردم این بانگ برآرم از دل

وای، این شب چقدر تاریک است

خنده‌ای کو که به دل انگیزم؟

قطره‌ای کو که به دریا ریزم؟

صخره‌ای کو که بدان آویزم؟

مثل این است که شب نمناک است

دیگران را هم غم هست به دل

غم من، لیک، غمی غمناک است

"سهراب سپهری"


غمی غمناک
Share چاپ این مطلب
نوشته شده توسط پژمان در تاریخ جمعه 11 تير 1395 با موضوعات دفتر شعر , سهراب سپهری ,
کلیدواژه‌ها : صبر سحر شب غمی غمناک

دیدگاه شما


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی