close
تبلیغات در اینترنت
شرمساری

درحال بارگذاری ....

شرمساری

ای شرمساری شرمساری شرمساری

جز شرمساری از خودت چیزی نداری

ای نا امیدی نا امیدی نا امیدی

از هیشکس حتی خودت خیری ندیدی

ای تنگ دستی تنگ دستی تنگ دستی

چشماتو رو هرچی دلت میخواست بستی

ای آستین بردی به چشمای نجیبت

دستات خجالت میکشیدن توی جیبت

چون زیر بار دوستی جون کنده بودی

از مهره های گردنت شرمنده بودی

هرچی بهت تقدیم شد دوز و کلک بود

قلبت شکست از بس که دستت بی نمک بود

هی صبر کردی صبر اما بی علاجه

از صبر کردن روحتم بد هاج و واجه

بارون حریف شر شر چشم ترت نیست

سقفی که باید باشه بالای سرت نیست

 

با این و اون نجنگ، فرار کن فرار

از مردم دو رنگ فرار کن، فرار

 

هی لقمه توی خون زدی تا زنده موندی

عمری دم از بارون زدی تا زنده موندی

ای سیبِ نارس چیدی از باغ بهشتت

دیدی که راضی نیستی از سرنوشتت

چون زیر بار دوستی جون کنده بودی

از مهره های گردنت شرمنده بودی

هرچی بهت تقدیم شد دوز و کلک بود

قلبت شکست از بس که دستت بی نمک بود

 

با این و اون نجنگ، فرار کن فرار

از مردم دو رنگ فرار کن، فرار...

"حسین صفا"

 

آهنگ شرمساری با صدای محسن چاووشی


شرمساری
Share چاپ این مطلب
نوشته شده توسط پژمان در تاریخ دوشنبه 31 خرداد 1395 با موضوعات ترانه ها , محسن چاوشی ,

دیدگاه شما


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی