درحال بارگذاری ....

دستای تو

اِی که بی تو خودمو تک و تنها می بینم

هر جا که پا می ذارم تو رو اونجا می بینم

یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود

قصه ی غربت تو قد صد تا قصه بود

 

یاد تو هر جا که هستم با منه

داره عمر منو آتیش می زنه...

 

تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد

گونه های خیسمو دستای تو پاک می کرد

حالا اون دستا کجاس اون دوتا دستای خوب

چرا بی صدا شده لب قصه های خوب

من که باور ندارم اون همه خاطره مرد

عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد

آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده

انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده

 

یاد تو هر جا که هستم با منه

داره عمر منو آتیش می زنه...

 

"اردلان سرفراز"


دستای تو
کلیدواژه‌ها : #دستای تو #یاد تو #گریه
همچنین بخوانید : نیاز، باران، کجا باید برم، خزان عشق، مهربانم،

دیدگاه شما

دوربین مداربسته در 1396/1/10 ساعت 16:23 گفته :

سایت زیبایی دارین. شعرهای قشنگ ...
موفق باشین
پاسخ : ممنون از نظر لطفتون


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی