close
تبلیغات در اینترنت
آواره

درحال بارگذاری ....

آواره

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌ خواهی چه کار؟

دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌ خواهی چه کار؟

تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌

ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌ خواهی چه کار؟

مردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود

راستی تو این همه دیوانه می‌ خواهی چه کار؟

مثل من آواره شو از چاردیواری درآ!

در دل من قصر داری‌، خانه می‌ خواهی چه کار؟

خرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین

شرح این زیبایی از بیگانه می‌ خواهی چه کار؟

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌

گریه کن پس شانه‌ ی مردانه می‌ خواهی چه کار؟

"مهدی فرجی"


آواره
Share چاپ این مطلب
نوشته شده توسط پژمان در تاریخ جمعه 06 فروردين 1395 با موضوعات دفتر شعر ,

دیدگاه شما


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی